تبليغاتX
♥؁sheytoOnترین2khtareدنیــــــــ...ــا؁♥


♥؁sheytoOnترین2khtareدنیــــــــ...ــا؁♥

چی بگم خودتون بخونید

تولدمو تبریک نمیگین؟

راستی ببخشید که دیر آپ کردم این اواخر همش امتحان داشتیم دیگه چشام در اومد از بس خوندم

راستی جدیدا آرتمیس فاول میخونم به شما هم توصیه میکنم بخونین خیلی باحاله یه عکس ازش میذارم حالا بعدا الآن حوصله ی هیچ کاری رو ندارم ایشالا میام واسه روز یکم فروردین آپ میکنم چند تا عکس خوشگل موشگل هم میذارم

بای بای

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 18:43 توسط ؁Ⱨ₳₦i؁| |

سلام دوستای خوب

کریسمس همتون مبـــــــــارکـــــــ سال 2012 مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ازهمه مهمتر

تولد 21 سالگی اجی گلم مبارک :

برا همین مناسبت هم شعری سراییدیم

تللد تللد تللدت مبارک مبارم مبارک تللدت مبارک

بیا شمعارو فوت کن تا 100 200 300 سال زنده باشی

بیا شمعاروفوت کن تا 100 سال زنده باشی

مبارک مبارک تللدت مبارک تللد تللد تللدت مبارک

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

I LOVE YoU SisTer

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 12:8 توسط ؁Ⱨ₳₦i؁| |

سلام دوس جونیا وای که نمیدونین چقد درس رو سرم ریخته ببخشید اگه نظر میدین و جواب نمیگیرین کلی وقته نیمدم وبم خیلی دوستوووووووووووون دارما مخصوصا بامعرفتارو

ما چاکرتونیم دربست

شرح حال فعلی من اینکه بسیاری کار دارم

تصمیم دارم برم رشته ی ریاضی از کسایی هم که تجربه دارن کمک میخوام

تکواندو بدجور تمرین داریم

ویولن میرم کمکی اندکی

و.........

امسالم که بدجور شیطونتر شدم هرجا اسممو میپرسن ولی امسال بیشتر تپر درس میخونم

فیزیک و ریاضیمونو که عاشقشم و میره تو مخم بدجور ولی سر زنگ شیمی و زیست مخم هنگ میکنه قات میزنه دیگه میپکه ولی خدایی یه معلم ریاضیه پخمه ای داریم اصلا بلد نیس درس بده یه بار ازش سوال کردم قیافش مثه خرای تاپیده تو گل شد

ولی فیزیکمون توووووووووووووپه ریاضی امتحان گرفت توووووووووپ نمره گرفتم

فعلا هم میخوام یه معلم خصوصی توپ ریاضی بگیرم

دیگه حرفی ندارم رفیق ها

بای بای

ا راستی پیروزی تیم والیبالو (گرچه میزبان بودیمو و ولاسکو داشتیم و...)تبریک میگم گرچه از زمان کرورش کبیر تالا تونستیم یه بار در اسیا اول شیم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 19:0 توسط ؁Ⱨ₳₦i؁| |

اول  از همه سلللللللام به دوستای گلم

بعدش اینکه ماه رمضونتون مبارکا باشـــــــــــــــــــــــه و ایشالا روزه ها و نمازاتون قبول باشه واس ماهم دعا کنین

آخرم اینکه بالاخره از شر این هری پاتر خلاص شدم و بلــــــــه قشنگ تموم شد می خواستم ازش بزاتون عکس بذارم دیدم حال ندارم

خوب بعد همه ی اینا باید بگم من بسیــــــــاری حوصلم سر رفته فجیع آخه امسال تابستون تکواندو هم نرفتم آخه استادمون نمیاد مگه نه الآن باید دان ۲ باشم برام دعا کنین برم تکواندو

خوب برو بچس من برم داریوش گوش بدم که وافعا هم لازمه فک کنم دارم افسرده می شم آخه مگه من چن سالمه؟؟؟ یه نیگا به وبم بندازین البته به اسم وبم هــــــــا

راستی من هی دنباله قالبه خوشمل مبگردم وبی پیدا نمی کنم چون این فالبم به حالیــــــه

به عرضتون میرسونم که از ۱۲ شهریور تا ۲۴ باید برم مدرسه آخی من موندم اون یه هفته چی بود؟ بابا اونا روهم میرفتیم مدرسه مشکلی نبود!!(۱۲ تا ۳۱ رو میگم) آخی نازی چقد ما رو دوس دارن وفت دادن یه ذره استراحت کنیم بعدشم خرید ندرسه و اینا آخ آخ آخ که چقد تابستون زود گذشت.

راستی بروبچس آیا فبلم هری و یادگاران مرگ اومده؟ اگه اومده خبر بدین

خوب بچه ها روز و شبتون و شــــیـــکــــ . پـــ-یــــــ-کــــ-

بای دوستای بامرام و گل

 

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 12:46 توسط ؁Ⱨ₳₦i؁| |

سلام برو بچس اومدم یه آپی بکنم یه کاری کرده باشم ولی داشتم هری پاتر می خوندم ها میدونید چیه من نمیدونم چرا همه عاشق هری اند منم یه ذره دوسش دارم ولی به شدت عاشق ولدمورتم و همه میگن ولدمورت باید بمیره ولی نه...

؁

الآن من در حال خوندن هری و شاهزاده ی دورگم جلد 2 خیلی باحاله میره پیش دامبلدور هی میرن تو قدح اندیشه خاطرات ولدموردتو میبینن انقده اون موقع ها ولدمورت انقد خوشگله خوش قبافه بوده تازه از مالفوی هم خوشم میاد

یکی نیس به هری بگه ربع کیلو باش ولی مرد باش از مالفوی یاد بگیر البته همینجوری جناب عالی عرض کردم

خوب حالا می خوام به ذره عکس بذارم

راستی عکس دست بریده من و شاهکار مام بزرگ بود قالبم میپکید برا همین نذاشتم

نترسیدا ولدمورت خودمونه قبلا خوشمل بوده

 

مامان اینا که از ولدرمورتم وحشتناک ترن چرا هری اینجا مث دختراس؟

خوب اینم هری متفکر

به نظر شما هری عاشق چی چی این چوچانگه؟

اینم دراکو مالفوی عزبزم عکس تکی نداشت حتما با این هری باید باشه

خوب دیگه بسه دیگه بای بقیه ی عکسا واسه بعد

بای بای

نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت 12:31 توسط ؁Ⱨ₳₦i؁| |

سـلام خوبین حالتون احوالتون؟

امروز یه ماجرای جالب اتفاق افتاد ماجرا از این قرار بود که :

من داشتم هری پاتر مبخوندم که خاله ام زنگ زد مامانم داشت هم حرف میزد هم اشپزی در قابلمه رو برداشت گذاشت رو کابینت قابلمه هی تا بخوردآخر سر افتاد رو زمین و از وسط به هزار قسمت مساوی تبدیل شد منم فضولیم گل کرد اخه از شیشه شیکسته خوشم میاد د اشتم میرفتم تو آشپزخونه که مامانم مچمو گرفت:

« ها داشتی کجا میرفتی؟»

من :« من؟ خوب میخوام برم آب بخورم راستی من این شیشه ها رو جمع میکنم.!:»

مامی:« نه خیر لازم نکرده بری جمع کنی خودم جمع میکنم برو آبتو بخور ..

من:«نه خیر من میخوام جمع کنم »

مامی با یه قیافه ای منو نگاه کرد انگار اسب بالدار دیده یا شاخدار و گفت:«

واقعا؟تو که هیچ وقت کار نمیکنی چی شده حالا؟»

من :«بله منو چی فرض کردی بلدم....»

مامی:« حالا میبینمت این خط اینم نشون..»

من با قیافه ای حق به جانب رفتم و دیدم خیلی به شدّت خوشگل شیکسته گفتم بریزم تو پلاستیک نگهشون دارم آخه خیلی جذاب بود همین که دست زدم به شیشه یککککککککککهههههههههو دیدم دستم یه نمه سوزید و خون به راه افتاد منم افتادم یه گوشه داشتم اشهدمو میخوندم حالا انگار رگمو زدم

یکی به من گفت:

« اوووووووووووه حالا انگار زخم شمشیر خورده پاشو جمعش کن مینیم باااا..

منم پاشدم رفتم پیش مامی:

من:«مــــا مــــــــان جــــــون ...

مامی:« ها چی شده؟»

من:« مامان گلم..

مامی:« ها چه بلایی سر خودت آوردی؟»

من نمیدونم چرا قدرت فهمیدن چیزایی که بهشون نگفتیم انقد بالاست

من:« هیچی چسب زخم نداریم؟واسه احتیاطـــ...

مامی:« من که میدونم آره نمیتونی یه کار درست انجام بدی میای کار درست کنی تازه خراب میکنی حالا کجاتو بریدی؟»

من:« هیچ جا واسه احتیاط میخواستم اگه برید..

مامی:« نمیخواد لاف بزنی ..

من« نه خیرم...

مامی:« تو برو هری پاترتو بخون کار دختر نکردنش بهتر..

بله منم رفتم مث آدمای ضایع میخواستم ثواب کنم کباب شده بود چه قدر زور داره

حالا چن تا عکس از شاهکارم گذاشتم :

این در قابلمه است که به طور فجیعی زیبا شکست و طی اقداماتی که هیچ کس بلد نیس غیر مامی من شکسته شد:

راستی نیمه شعبان پیشاپیش مبارک باشه خوشبگذره بعدم اگه کسی اومد و اینجا زر زر کرد میکنمش تو شیشه همونجا بمونه

عکس دست بریده شده در راه ثواب رو هم براتون گذاشتم



راستی اگه خواستین یکی رو حال گیری کنین به این وب هر چند مزخرف برین

http://kiyana-mehdi.blogfa.com/

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 16:48 توسط ؁Ⱨ₳₦i؁| |

سلام خستم حوصله ندارم چطورین؟منم 20 ام آجیم کتاب هری پاتر و محفل ققنوس جلد 1 رو گم کرده منم کتاب ندارم بخونم حتما میگین چقدر +ام نه؟؟

من تنها کتابی که میخونم هری پاتره ه ه ه

اونوقت میشینن منو پند میدن که درسای اول دبیرستانو بخون                           

من اعصابم خورده چررررررررررررررا دیدین من عنوانم اول اهنگ  مجید خراطهاست؟/؟

میگم من چند تا سوال دارم:

1.چرا این مهدی وبشو نمیده؟

2 .چرا گوش خر درازه؟

3.کو تخم مرغ تازه؟

3.شوهر اون پیرزنه چرا گرامافون میزنه؟

4.ها؟

5.چرا دخترعموم ناقص العقله من واکسن زدم تو دست چپم همون دستو گرفته فشار میده درد داره حالا میاد نظر چیچی میده

6.ازش بدم میییییییییییاد از کی؟

7.چرا نت ما قاته؟

8.چرا من هیچ وقت درست آپ نمیکنم؟

ولش کنین مختون هنگ کرد میگم میاین یه کل کل راه بندازیم بین پسرا و دخترا؟

ولش کنین بیاین 20 سوالی راه بندازیم

اه چه پیشنهادایی میدم راستی آجیم گفته اگه عکسمو بذارم هکم مبکنه متاسفم باور کنین میخواستم بذارم حالا من چرا همینجوری هی پیشنهاد میدم حوصله ندارم رستی این قضیه ی مهتاب تمومید جون من ولش کنید تا نیومدم خودم بزنم بچسبید به سقف مخصوصا مهدی رو که میکنمش تو شیشه حالا که وبشو نمیده

ها ها ها ....

من رفتم بای بای خداحافظ داسویدانیا(روسی)

اصلا GoOd ByE

نوشته شده در دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 21:16 توسط ؁Ⱨ₳₦i؁| |

می بخشید من زیاده روی کردم

مهتابم خوبه

بای

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 15:23 توسط ؁Ⱨ₳₦i؁| |

لطفا اگه میخوای زر بزنی از وب من برو بیرون حیف من تازه میفهمم صفورا از تو و اون اسمای داغغغغووووون بهتره تو هم که خوددرگیری داری برو پبش یه دکتر روانپزشک
بعدشم اصا برای خودم متاسفم 9 ماه با شما ادمای داغووون روانی دوست بودم بی جنبه وااای که چقدر دلم میخواست اینجا بودی بزنم بچسبی به سقف
لطفا دیگه نیا اینجا زر زرکن

تو اگه جرئت داشتی اس میدادی تو که شمارمو داشتی حوبه حودتم میدونی جوابتو میدم در ضمن خیلی عقده ای و مزخرفی

من دو رنگم یا تو ی روانی؟؟

تو و اسما مزخرف ترین دوستایی بودین که داشتم یادتونم که می افتم ااوووووقم میگیره

 تو برو زودتر  یه تیمارستان وب من جای آدمای دیوونه و روانی نیست

                عقده ای

بعدشم فکرشو که می کنم امسال شما دوستای من بودین از خودم خجالت میکشم

اون اسما خانومم فکر کرده خیلی هنر کرده یه فوتسال در پیتی میره من خودم ۲۰۰ ساله میرم تکواندو انقد پز نمیدم لطفا به اونم بگو تین مطلبو بخونه

دوس جونا سلام ببخشید باید جواب این روانی رو میدادم

بای

نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 17:41 توسط ؁Ⱨ₳₦i؁| |

سلــــــوووووم

Friendهای من

خوبین ؟؟

بالاخره ابجیم اومد از تهران منم که همیشه در حال کل کل کردن با بابامم

ولی هوووووو

جونننم بالاخره مجموعه ی هری پاترم کامل شد تازه میخوام برم سی دی هاشم بگیرم حال سر نتم دعوای شده نتمون سوکتیه پول قبضش اومده ....

وای ی بهش میگم بابا adsl بگیر میگه خودم تو مطب دارم خوب نیس

میگم حداقل viorl-s

بگیر میگه.... چی بگم همچین اعصاب ندارم دلم میخواد یکیو بزنم بچسبه به سقف منم که للللللج

فعلا کارهایی که میکنم:

1.      هری پاتر میخونم

2.      ظهر و شب با بابام کل کل

3.      برم کلاس مخم بگوزه(ببخشید بد بود )حرصم در بیاد

4.      بشینم واسه شما آپکنم

آدم دلش میسوزه آدم دلش میسوزه مادر بد بخت 9 ماه زحمت کشیده چی چیه؟؟/؟

نوشته شده در پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 14:2 توسط ؁Ⱨ₳₦i؁| |


:قالبساز: :بهاربیست:

 فال حافظ - فروشگاه اينترنتي - قالب وبلاگ